سلمان فارسی رحمة الله تعالی علیه

ادامه ی مطلب...

مقداری از آنرا روی خود می‏انداخت و مقداری دیگر را زیر خود. سلمان در طول زندگی برای خود خانه در نظر نگرفت در سایه دیوارها و درختها زندگی می‏کرد. رسول خدا (ص) درباره او فرمود: اگر دین در ستاره ثریا باشد سلمان آنرا بدست می‏آورد. ابی‏بریده گفت: رسول خدا (ص) سفارش کرد چهار نفر را دوست بدار و فرمود: من هم آنان را دوست می‏دارم: علی علیه‏السلام، ابوذر، مقداد و سلمان. امام علی علیه‏السلام درباره‏اش فرمود: علم اول و آخر را می‏داند او دریای علمی است که پایان نمی‏پذیرد. او از ما اهل بیت است. و باز آن حضرت فرمود: سلمان فارسی همانند لقمان حکیم است. ابن ابی‏الحدید درباره تاریخ سلمان از زبان وی چنین نوشته است: کشاورز زاده‏ای بودم در منطقه جی اصفهان. پدرم که مرا خیلی دوست می‏داشت همانند کنیزان مرا در خانه زندانی کرد و من کوشش کردم تا خادم آتشگاه شدم. یک روز پدرم مرا برای سرکشی از ملک فرستاد به کلیسا برخورد کردم و از وضع دین آنان خوشم آمد مسیحی شدم و پرسیدم مرکز این دین کجاست؟ گفتند: شام. از اصفهان فرار کردم و به شام رفتم و پیش اسقف شام علم آموختم به هنگام مرگ مرا باسقف موصل معرفی کرد او هم به هنگام مرگ مرا به نصیبین راهنمائی کرد. او هم به هنگام مرگ مرا به عموریه در ارض روم معرفی نمود. در عموریه ماندم و مقداری گاو و گوسفند هم بر اثر کار بدست آوردم. اسقف عموریه مرا به پیامبر اسلام (ص) راهنمائی نمود و گفت به مدینه مهاجرت می‏کند و علامت وی این است که هدیه می‏خورد ولی صدقه را قبول نمی‏کند و در میان کتف او مهر نبوت موجود است. سلمان می‏گوید با طلائفه کلب به طرف حجاز حرکت کردم در وادی القری مرا به یک یهودی بعنوان غلامی فروختند و من در کشاورزی و نخلستان او کار می‏کردم و سرانجام پسر عموی وی مرا خرید و به مدینه آورد. محمد (ص) در مکه مبعوث شده بود. یک روز که روی نخل کار می‏کردم پسر عموی اربابم پیش وی آمد و گفت: مردم در قبا اطراف مردی را که از مکه آمده گرفته‏اند و فکر می‏کنند پیامبر است. من از درخت پائین آمدم و هر چه از ارباب خود سئوال کردم به من اعتنا نکرد و گفت: بکار خود ادامه بده و کاریکه مربوط بتو نیست کنار بگذار. بهنگام شب مقداری خرما برداشتم و پیش آن حضرت آمدم و گفتم: اینها صدقه است. حضرت قبول کرد ولی خودش نخورد. من بخودم گفتم: یک علامت صحیح درآمد. فردا مقداری دیگر خرما آوردم و بان حضرت عرض کردم هدیه است حضرت پذیرفت و خودش هم خورد. من فهمیدم پیامبر اسلام (ص) است شروع کردم به گریه کردن و او را بوسیدن. حضرت فرمود: چرا ناراحتی؟ من حالم را برای آن حضرت تو ضیح دادم. حضرت تعجب کرد سپس فرمود: خود را از اربابت خریداری کن. من هم خودم را در برابر سیصد درخت خرما و مقداری پول خریداری کردم. حضرت به یاران خود فرمود: برادرانتان را در غرس خرما یاری کنید و خود حضرت اصله‏های نخل را که آورده بودند غرس کرد و همه بثمر رسید و تحویل دادم در یکی از جنگها غنیمت آمد و حضرت مقداری بمن عنایت کرد تا پول خرید خود را پرداختم و آزاد شدم. سلمان فارسی خلافت امام علی علیه‏السلام را درک نکرد و طبق همان سیاست امام علی علیه‏السلام در همکاری با خلفا فرمانداری مدائن را از طرف عمر پذیرفت. شاید نامه بهنگام ریاستمداری سلمان از طرف امام علیه‏السلام برای وی صادر شده باشد، هر چه باشد سخنانی آموزنده و عمیق است و برای دل پاک سلمان خیلی موثر بوده است. نکته حساس امام علیه‏السلام در این نامه این است که میفرماید هر چه بیشتر بدنیا دل ببندی فزونتر سختی میکشی و هر چه زیادتر دنبال شادی و آرامش بروی، اضطراب و ناراحتی‏ات فزونتر گردد و این مطلبی حساس و تجربه شده است و میبینیم که هیچ کجا دل خوشی پیدا نمیشود و سلمان هم که تحت تاثیر این کلمات و مطالب قرار گرفته بود بهیچ چیز دل نبسته بود. آری او میدانست همه چیز فانی میشود غیر از خدای عزیز. و فقط باید باو دل بست و علاقه داشت، مال، اولاد، زن همه و همه موجب سرگرمی دنیا و بازماندن از خدمات اجتماعی و دست یافتن به ثواب الهی است.

با اشتفاده از نرم افزار فیض تمام2

رحمة الله تعالی علیک یا سلمان

التماس دعا

/ 20 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبری

6- ارضای غریزه جنسی‏‎:‎ غریزه جنسی، نیرویی است که در زن و مرد قرار‏‎ ‎داده شده و ازدواج، ‏وسیله‌ای مُجاز برای اطفای نیروی شهوت و پاسخی به این غریزه‏‎ ‎خدادادی است: «و الذین هم لفروجهم حفظون ¤ الا علی ازواجهم او ما ‏ملکت ایمانهم‎ ‎فانهم غیر ملومین» ‏ در حدیث آمده است: میان لذت‌های مادی و جسمانی در دنیا و آخرت،‏‎ ‎هیچ کدام به پایه لذت زناشویی نمی‌رسد؛ سپس امام به آیه ۱۴ آل ‏عمران استشهاد می‌کند‎ ‎که در میان شهوات گوناگون، علاقه به زن را ‏مقدم داشته است: «زین للناس حب الشهوت من‎ ‎النساء و البنین و ‏القناطیر المقنطره…» در آیه ۱۸۷ بقره می‌فرماید: خداوند‎ ‎می‌دانست که ‏شما به خود خیانت می‌کردید و آمیزش با همسر را که ممنوع شده بود، ‏انجام‎ ‎می‌دادید؛ بدین سبب، ممنوعیت برداشته شد: «… علم الله انکم ‏کنتم تختانون انفسکم‎ ‎فتاب علیکم و عفا عنکم فالن باشروهن…». این ‏آیه، به نیاز غریزی جنسی اشاره دارد‏‎ ‎که به رغم ممنوعیت شرعی، مردم ‏به سوی آن کشیده می‌شوند؛ البته این امر نمی‌تواند‎ ‎انگیزه اصلی و ‏هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی‎ ‎دارد و اگر غرض از

اکبری

‏۷ - بازداشتن از گناه‎:‎ یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه‏‎ ‎تقوا و دوری از گناهان است. ‏با اشباع غریزه جنسی در زن و مرد، زمینه گناهان شهوت‏‎ ‎انگیز از میان ‏می‌رود. این که در قرآن از کسی که ازدواج کرده، به «مُحصن و محصنه» ‏تعبیر شده: «فاذا احصن…»، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در ‏حِصن سنگر‎ ‎مستحکمی قرار می‌گیرند و خود را حفظ می‌کنند تا ‏وسوسه‌های شهوانی در آنان اثر‏‎ ‎نگذارد؛ بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر ‏را نیز از بین می‌برد؛ زیرا پذیرفتن‎ ‎مسئولیت تامین و تربیت اولاد، انسان را ‏به استفاده بهینه از عمر وا می‌دارد و برای‎ ‎گناه و معاشرت‌های گمراه ‏کننده جایی باقی نمی‌ماند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «من‎ ‎تزوج فقد احرز ‏نصف دینه» با ازدواج، نیمی از دین صیانت می‌شود.

اکبری

در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج‎ ‎به سبب ترس از گرسنگی را سوء ‏ظن به پروردگار دانسته است؛ زیرا پس از وعده قرآن به‎ ‎توسعه رزق، ‏نگرانی در این زمینه، جز بدگمانی به خدا نیست. با توجه به اینکه افرادی‎ ‎در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمی‌شوند، بلکه بر فقرشان ‏افزوده می‌شود و‎ ‎اگر این آیه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم ‏می‌آید و خلف وعده قبیح است،‏‎ ‎گروهی برآنند که برای وعده در این آیه ‏باید معلق بر مشیت الهی در تقدیر گرفته شود؛‏‎ ‎یعنی پس از ازدواج، اگر ‏خدا بخواهد، آنان را بی نیاز می‌کند، چنان که در آیه ۲۸‏‎ ‎توبه، برای وعده ‏الهی به غنا و بی نیازی به مشیت خدا تصریح شده است: «و ان خفتم‎ ‎عیله فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء…» اشکال شده است: همان ‏طور که غنا و بی‎ ‎نیازی متاهلان، به مشیت منوط است، غنا و بی نیازی ‏مجردها و کسانی که همسر ندارند‏‎ ‎‏(بلکه هر پدیده‌ای) نیز به مشیت ‏توقف دارد، پس این چه وعده‌ای است که خدا، برای‎ ‎ازدواج داده است؛ ‏زیرا همان گونه که متاهل‌ها، بر اثر مشیت الهی، به دو گونه (فقیر‎ ‎و ‏غنی) تقسیم می‌شوند، مجردها نیز چنین هستند و اتفاقاً این وعده ‏درباره مجرد

اکبری

پاسخ اشکال آن است که بسیاری از مردم خیال می‌کنند، ازدواج و ‏فراوانی عائله،‏‎ ‎سبب فقر، تجرد، سبب پس انداز و ثروت می‌شود. آیه در ‏صدد آن است که این توهم را از‎ ‎دل‌ها بزداید و غفلت از رزاق حقیقی را ‏بردارد و به ما بفهماند که گاه، برکت و‎ ‎فراوانی، در مال انسان (با وجود ‏عائله‌مند بودن) ایجاد می‌شود، و گاهی هم انسان (در‎ ‎عین کم عائله ‏بودن و مجرد زیستن) هر چه می‌کوشد، در معیشت او پیشرفتی حاصل ‏نمی‌شود. افزون بر آن که پذیرفتن مسئولیت تامین زن و فرزند، در او ‏مسئولیت پدید می‌آورد. در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج‎ ‎به سبب ترس از گرسنگی را سوء ‏ظن به پروردگار دانسته است

اکبری

وقت‎ ‎را از بین نمی‌برد و از عمر خویش استفاده ‏بهینه می‌کند و با کسب معاش بر عزت و‎ ‎اعتبار خویش می‌افزاید، ‏بنابراین، آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» بیان می‌دارد‎ ‎که گاهی با ازدواج، ‏فقر از زندگی رخت برمی‌بندد، نه آن که همیشه با ازدواج، فقر‎ ‎برطرف ‏می‌شود وگرنه این آیه با آیه «و لیستعفف الذین لا یحدون نکاحا» تنافض ‏می‌یافت‎.‎‏ فخر رازی معتقد است که آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» در ‏مقام وعده الهی نیست؛‏‎ ‎بلکه مفاد آیه آن است که نباید ترس از فقر، مانع ‏ازدواج شود؛ زیرا مال فناپذیر است‎ ‎و آن چه ارزش و بقا دارد، فضل خدا ‏است که باید در پی آن بود که از انباشتن ثروت‏‎ ‎بهتر است. «قل بفضل الله ‏و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون».

منصور

از آشنایی با وبلاگ شما بسیار خرسندم

اکبری

مومن ها بيشتر آرامش دارند فعالیت مغزی انسانهایی که به خداوند ایمان دارند ؛ در مقایسه با افراد بی ایمان نظم و آرامش بیشتری دارد. دانشمندان کانادایی با اشاره به شناسایی یک تمایز عمده مغزی میان این دو دسته از افراد حتی پس از کنترل عوامل شخصیتی و روان شناختی اعلام کردند: در آزمایشی پس از نصب الکترودهای ویژه به مغز افراد مومن مشخص شد ، مغز این افراد در مقایسه با گروه دیگر به مراتب منظم تر و با آرامش بیشتر فعالیت می کند. در این تحقیق فعالیت مغزی در بخش کمربند قدامی قشر مخ بررسی شد که بخشی از مغز است که به تعدیل رفتار در نتیجه بروز رویدادها و عوامل نگران کننده کمک می کند .

اکبری

دانشمندان می گویند این بخش از مغز مانند زنگ هشداری عمل می کند که در صورتی که فرد مرتکب اشتباه یا استرس شود ، به صدا در می آید . تحقیقات نشان داد فعالیت این بخش از مغز در افراد مذهبی یا آدمهایی که صرفا به وجود خدا اعتقاد قلبی دارند ، در صورت ارتکاب اشتباه یا بروز استرس به مراتب منظم تر و آرام تر است و این افراد احساس آرامش بیشتری دارند و کمتر نگران و مضطرب می شوند . به همین ترتیب افرادی که ایمان قلبی به وجود خداوند ندارند ، در صورت ارتکاب اشتباه یا بروز هرگونه عوامل استرس زا ، بیشتر نگران و مضطرب می شوند و این بخش از قشر مخ در این افراد دچار فعالیت بیش از اندازه می شود .

اکبری

دعای مومن در پیشگاه خدا جایگاه خاصی داره ما رو هم دعا کنید یا حق التماس دعا

رو سياه

سلام . اگه دلت براي امام حسن عسكري تنگ شده يه سري به كلبه ي ما بزن .... اللهم عجل لوليك الفرج